سلام.منم مثل خیلی ها عاشق کسی هستم که مثل هیچ کس نیست و کسیم مثل اون نیست.اونقدر که صبح و شبم با یادش میگزره . شعر هم میگم . تو 9 اردیبهشت هم متولد شدم.الانم دانشجوی میکرو بیولوژیم. پرسپولیسیه 2اتیشه ام.و به نظر من شاه بالیوود که تابلوئه شاهرخ خا نه و ملکه های اون هم کاجول و رانی گلم هستن.
سلام به همگی.خوبید ایشالا؟؟ چه خبرا؟ میخوام یه سری عکس بزارم که خیلی باحاله و خودم خیلی لذت بردم.کم حرف بزنم برم سراغ عکسا اما قبلش از همه ی شما دوستای گلم که نظر میدید ممنونم مخصوصا شیوا جون و شیدا جون عزیزم .در جواب سوده جونم بگم که من فیلمامو از جای ثابت نمیگیرم و شاید از بعضی فیلما ۲ یا ۳ تا داشته باشم.تا بالاخره کیفیتی که میخوام در بیاد..خوب بریم سراغ عکس و خبر
شاهرخ خان در پاریس
.خبر اینکه موزه ی پاریس از سلطان همیشگی بالیوود تقدیر کرد و براش مراسم بزرگداشت برگزار کرد.شاهرخ خان دومین هندی بعد از ماهاتما گاندی است که موزه پاریس چنین مراسمس و براش برگزار میکنه.شاهرخ در این مراسم به همراه گوری جون و کارن جوهر دوست خوبش حضور پیدا کردن
عکسش با مجسمه اش تو پاریس به همراه گوری
خدایی مجسمه اش تو لندن(موزه ی مادام توسو)خیلی قشنگ تره.
و حالا سلمان خان در لندن
مجسمه ی مومی سلمان خان هم چهارمین مجسمه ی بالیوودی موزه ی مادام توسوست.البته خبر دست اول نیست اما عکسش چرا.من عکسا رو به دوست گلم تانیا جون و همهی طرفدارای گل این هنر پیشه ی گل تقدیم میکنم
راستی مجسمه ی سلمان با چند متر فاصله دورتر ازایش قرار گرفت.البته فکر کنم همه اینو قبول داشته باشن که ایش لیاقت سلمان جیگر و نداشت
خوب از اینکه اپ کوتاه بود معذرت میخوام اما دوره ی امتحاناس.
سلام بچه ها .اپ ایندفه به یه سری خبر و عکس باحال مربوط بود اما اتفاقی افتاد که اپ و عوض کرد.اونم مصاحبه ی مریم خانوم یه خبرنگار ایرانی با عزیزم شاهرخ بود من که تو شک بودم و دلم میخواست جای مریم جون باشم.اماا بحر حال با اجازه از مریم خانوم متن کامل و عکسهای مصاحبه رو براتون میزارم.
گپی با سلطان بالیوود به بهانه اکران
از آنجا که ام شانتی ام از بزرگترین پروژه های سینمایی امسال محسوب میشود از زمان تعیین نام فیلم گرفته تا ثبت تاریخ اکران و به روی پرده رفتن آن تبلیغات وسیعی در تلویزیون و مطبوعات صورت گرفت و این شاهرخ خان بود که پی در پی در برنامه های تلویزیونی و نشستهای مطبوعاتی حاضر میشد و با اکران فیلم و برگزاری میهمانی مخصوص آن در لندن شاهرخ خان دست نیافتنی تر از همیشه به نظر می رسید و دیدن او حتی برای یک دقیقه امری محال بود.اما با این حال چون از علاقه شما عزیزان به سلطان بالیوود به خوبی آگاهم تمام تلاش خود را به کار بستم تا موفق به دیدار وی در منزلش شدم و ملاقاتی کوتاه ولی صمیمانه با او داشتم و این نتیجه گفتگوی کوتاه من با شاهرخ خان ام شانتی ام
مریم جون: اگر واقعا" مانند کاراکتر ام شانتی ام در دهه هفتاد زندگی میکردید و یک بازیگر سیاه لشکری بودید آیا هرگز فکر میکردید که روزی به مقامی که اکنون دارید دست بیابید و لقب سلطان بالیوود را از آن خود کنید؟
شاهرخ خان:نه من اصلا" نمیتوانم فکرش را بکنم که در آن دهه چه نوع بازیگری می بودم اما وقتی قدم به عرصه بالیوود گذاشتم هرگز فکر نمیکرم که روزی لطف خدا اینقدر شامل حالم شود و نعمت به این بزرگی را به من عطا کند.من فکر نمی کنم که الان به خاطر خودم شاهرخ خان هستم از خدا شکرگزارم و فکر می کنم همه و همه لطف خدا و دعای پدر و مادرم ولطف مردم بوده است که مرا به اینجا رسانده.من فقط به فکر این بوده و هستم که سخت کار کنم و هرچه بلدم در طبق اخلاص بگذارم
مریم جون:خداوند هم حتما" شما را لایق چنین نعمتهایی دانسته است.با توجه به اینکه ام شانی ام محصول جدید شرکت شما(رد شیلیز)است و اینقدر گسترده مورد استقبال قرار گرفته و در گیشه موفق شده چه آینده ای را برای شرکت میبینید وچه نقشه هایی در سر دارید؟
شاهرخ خان:من برای این شرکت خیلی رویاها دیده ام.قبل از هر چیزدوست دارم این شرکت در امر جلوه های ویژه بیشتر فعالیت وپیشرفت کند.همانطور که در فیلمهایی مانند ام شانتی ام , دان, پهلی, جوم برابر جوم و چکده ایندیا شرکت من ساخت جلوه های ویژه را به عهده داشته است.ایده دیگر من کار در تلویزیون است.تهیه کنندگی برنامه های تلویزیون و پشتیبانی از دخترهای تازه وارد به بالیوود.دوست دارم با این شرکت هر سال چند فیلم ارائه دهم یکی در قالب بازیگر و دو سه تای دیگر در قالب فرصت دادن به کارگردانان جوان.این شرکت در حال حاضر بیش از صد کارمند دارد و قصد دارم بیشتر توسعه اش دهم.تجارت خوبیست و من این کار را دوست دارم.مدت 6 سال است که این شرکت فعالیت می کند و تا به حال هم کارش خوب بوده و فیلمهایی مثل آشوکا, چلته چلته, پهلی, مه هو نا و ام شانتی ام را تولید کرده است .حال این فیلمها چه پرفروش و چه کم فروش هرکدام حرفی برای گفتن داشته اند.
مریم جون:آیا در طول دوران فیلمبرداری ام شانتی ام لحظات خاصی بود که بعدها از آن به عنوان خاطره یاد کنید؟
شاهرخ خان:در واقع ما این فیلم را در یک لوکیشن و استودیوی بسیار بزرگ انجام دادیم فکر میکنم بزرگترین استودیوی هند باشد.صحنه های مشکل هم در فیلم داشتیم مثل صحنه آتش سوزی فیلم که باید قهرمان داستان از داخل آن می پرید.صحنه های کمیک هم داشتیم.تمام عوامل فیلم مثل یک خانواده بودیم.من, فرح, آرجون,دیپیکا, شریاس و کیران خیلی به هم نزدیک بودیم درست مثل اعضای یک خانواده.نکته دیگر اینکه خوشبختانه تمام فیلمبرداری در بمبئی انجام شد ومجبور به مسافرت نبودیم.با تمام بازیگران فیلم صحنه های مختلفی داشتم و کل کار خاطره انگیز بود.
مریم جون:سکانسهای مورد علاقه شما در ام شانتی ام کدامها هستند؟
شاهرخ خان:از سکانسهای مورد علاقه من سکانسی که کاراکتر ام برای اولین بار شانتی را از نزدیک میبیند آنجا که شانتی از ماشین پیاده میشود و آهنگ آکو مه تری...آغاز می شود و دیگر صحنه مورد علاقه من صحنه ایست که ام با تمام تلاشی که برای ابراز علاقه به شانتی می کند فقط دهانش باز و بسته می شود اما حرفی نمی زند.
مریم جون:و آن دیالوگ مورد علاقه تان؟
شاهرخ خان:کدامشان؟
مریم جون: همان که می گویید:یاناراسکلا مایند ایت...
شاهرخ خان:آهان بله آن دیالوگ کمدیست و فکر کنم بچه ها خیلی آن را دوست داشته باشند چون بچه های خودم هم خیلی دوستش دارند و به آن می خندند.
مریم جون:من هم آن را دوست دارم
شاهرخ خان:بله بامزه است.
مریم جون:فیلم بعدی شما چیست و با چه کسی کار خواهید کرد؟
خان:هنوز تصمیم قطعی نگرفته ام.چند فیلمنامه پیشنهاد شده که می خوانم و بعد تصمیم خواهم گرفت .اما در آگوست سال بعد احتمالا" فیلمی با کارن جوهر خواهم داشت به نام اسم من خان است
مریم جون:بازیگر زن مقابلتان در آن فیلم؟
شاهرخ خان:نمی دانم این را کارن مشخص خواهد کرد.
مریم جون:راستی شما تا بحال فیلم ایرانی دیده اید؟
شاهرخ خان:یکی دو فیلم دیده ام اما متاسفانه نامهایشان در خاطرم نیست اما فکر میکنم که سینمای ایران بسیار سینمای خوبیست یکی از آن فیلمهایی که دیدم راجع به یک پسر جوان و خانواده اش بود و کارگردانش هم یک خانم بود.فیلم بسیار زیبایی بود.راستی اسم خودم هم فارسی است پدرم همیشه به من می گفت که شاهرخ نامیست فارسی اتفاقا" کمی هم فارسی بلد بود و یک جمله هم از او در خاطرم مانده که نمی دانم درست تلفظ می کنم یا نه . به هرحال سینمای ایران بسیار سینمای خوبیست و فکر می کنم بیشتر فیلمهای هنری میسازند تا تجاری.به نظرم فیلمهای ایرانی به دل انسان راه پیدا میکنند وقلبت را لمس می کنند.احساسات قوی و ذهنیتهای خوبی در فیلمهای ایرانی هست ماشاا...داستانهای ساده را به خوبی بیان می کنند طوریکه انسان دوست دارد آنها را برای بچه هایش تعریف کند.من واقعا" دوست دارم به ایران سفر کنم.همسرم هم بسیار مشتاق است نشانه اش هم این فرش ایرانیست که خریده و در این اتاق پهن کرده است.ان شاا...که می آیم
مریم جون:ما هم بی صبرانه منتظریم که به ایران بیایید ومهمان ما باشید.
شاهرخ خان:ان شاا...ان شاا...واقعا" می خواهم بیایم.پدرم هم خیلی از آنجا تعریف می کرد
بسیار از وقتی که به من دادید متشکرم با وجودیکه سرتان بسیار شلوغ بود مرا در خانه خود پذیرا شدید.چند کادوی ناقابل هم هست که طرفداران شما برایتان فرستادهاند که تقدیم حضورتان می کنم(که در عکسها مشخص است)
توضیح اینکه این مصاحبه چند روز پس از اکران فیلم ام شانتی ام یعنی حدود اواخر آبان ماه امسال انجام شد اما به علت تاخیر در چاپ آن در نشریه امکان نوشتنش توی وبلاگ نبود ببخشید که با تاخیر تقدیم حضورتون میشه به هر حال دوست داشتم اولین مصاحبه یک خبر نگار ایرانی با شاهرخ در منزلش رو حتما بخونید باور کنین برای این مصاحبه کوتاه کلی زحمت کشیدم تا شاهرخ رو تونستم ببینم امیدوارم خوشتون بیاد
من همین جا دوباره از مریم جون تشکر میکنم.
بچه ها اون صحنه ای که شاهرخ داره تسبیح و میبوسه من تا چند دقیقه گریه کردم.
من دیگه هیچی نمیگم تا شما هم لذت ببرید فقط یه تشکر از دوستای خوبم:شیوا جون و شیدا جون.تینا و تانیای گل وانجلی جونم .تا بعد یا علی.
سلام.حالتون خوبه؟ با امتحانای داده و نداده چیکار میکنین؟من که امتحانام شروع نشده چون دراز گوشی در گل مانده ام.بگذریم اژ ایندفه عکسه خیلیم باحاله.یعنی من که خیلی حال کردم.عکس بچگی های بالیوودیها که شاید قبلا چند تا شو دیده بودید اما همشو یکجا فکر نکنم .امیدوارم لذت ببرید.
اول از عشقم شروع میکنم.همه میدونید که شاهرخ جون تو۲نوامبر۱۹۶۵ به دنیا اومد.
اخه من قربون اون چشاش برم
اینم همراه دوستانش در کالج هنس راج
کاجول جیگر و عسل و خوشگل:۵اگوست ۱۹۷۵
همراه با خواهرش تانیشا
رانی زیبا و معصوم و عشق:۲۱ مارس۱۹۷۸
ریتیک:۱۰ ژانویه۱۹۷۵
امیتا باچان بزرگ:۲۱ اکتبر۱۹۴۲
به همراه ابیشک و دخترش
اینم عامر که از بچگی خوش تیپ بوده
جوهی چاولای دوست داشتنی:۱۳ نوامبر ۱۹۶۷
اصلا شبیه الانش نیست مگه نه؟؟؟
سری دیوی:۱۳ اگوست۱۹۶۳
کارینا:۲۱ سپتامبر۱۹۸۰
کاریشما :۵جوئن ۱۹۷۴
کارینا چه بمبی بوده~!!!!!!!!! اما الان خیلی دوست داشتنیه
ایشواریا:۱نوامبر ۱۹۷۲
این مال زمانیه که ملکه زیبایی شده بود.الان خیلی زیبا تره
اینم بابی دیول:۲۷ ژانویه ی۱۹۶۷
سانی دیول
افتاب شیوداسانی
امیشا پاتل:۹ ژوئن۱۹۷۹
از بچگی هم همین ریختی بوده که الان هست
سانجی دات:۲۹ جولای ۱۹۵۹
همراه مادر بی نظیرش نرگس
و در اخر ویوک اوبروی:۳ نوامبر ۱۹۷۶
خیلی شبیه پدرشه نه؟
خوب بچه ها امیدوارم خوشتون بیاد.تا بعده امتحانا یا علی